صفحه اصلي
اخبار نشست کتاب‌خوان
ارتباط با مدیر کل
اعلانات
بازديدها
پوسترهای کتاب خوان مجازی
تازه‌ها و دل‌نوشته‌ها
تصوير ها
تیتر اخبار
جستجو
خبرهای روز
زمان
کتاب در آینه رسانه ها
گزارش تصویری
لینک سامانه های اداره کل
متون عمومي
مناسبت‌ها
منو
وب سایت ها
وب سايت ها
ورود كاربران
۱ اردیبهشت : روز بزرگداشت سعدی ابومحمد مصلح بن عبدالله مشهور به سعدی شیرازی و مشرف الدین‌ از بزرگترین‌ ستارگان‌ و برجستگان‌ درجه‌ اول‌ آسمان‌ ادب‌ ایران‌ زمین‌ است‌ که‌ با تسلط وصف‌ ناپذیر خود بزرگترین‌ شاهکارهای‌ ادبی‌ ایران‌ را در سرتاسر تاریخ‌ ادبی‌ این‌ کشور خلق‌ نموده‌ است‌. مقامش نزد اهل ادب تا بدانجاست که به وی لقب استاد سخن داده‌اند.

تاریخ‌ زندگی‌ این‌ شاعر و سخن‌سرای‌ بزرگ‌ چندان‌ معلوم‌ نیست‌ و روایات‌ متعددی‌ در کتاب‌های‌ تاریخی‌ ذکر شده‌ است‌ ولی‌ ظاهرا در بین‌ سالهای‌ ۶۰۰ تا ۶۱۰ ه. ق‌ در شهر شیراز به‌ دنیا آمده‌ است‌.سعدی‌ در خانواده‌ای‌ اهل‌ علم‌ و ادب‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود و از ابتدای‌ کودکی‌ تحت‌ نظارت‌ دقیق‌ پدرش‌ به‌ آموختن‌ علوم‌ و معارف‌ روزگار خویش‌ پرداخت‌. محبت‌ و ارشاد خردمندانه‌ پدر در سال‌های‌ کودکی‌ مشوق‌ این‌ کودک‌ خردسال‌و سرشار از هوش‌ و استعداد بود و وی‌ در مدتی‌ کوتاه‌ به‌ اطلاعات‌ وافری‌ در باب‌ تاریخ‌ و ادبیات‌ ایران‌ دست‌ یافت‌. سعدی‌ در ۱۲ سالگی‌ پدرش‌ را از دست‌ داد و با سرپرستی‌ مادرش‌ تحصیلات‌ خود را ادامه‌ داد. استاد در سال‌ ۶۲۱ هجری قمری رهسپار بغداد که‌ مرکز علمی‌ و ادبی‌ بزرگ‌ آن‌ روز جهان‌ اسلام‌ بود گشت‌ ودر مدرسه‌ معروف‌ نظامیه‌ بغداد و دیگر محافل‌ علمی‌ آن‌ شهر مشغول‌ به‌ تحصیل‌ شد.

این‌ دوران‌ مواجه‌ بود با هجوم‌ وحشیانه‌ مغولان‌ به‌ ایران‌. زادگاه‌ سعدی‌ اگرچه‌ از تهاجمات‌ مغولان‌ مصون‌ ماند ولی‌ استان‌ فارس گرفتار کشمکش‌های‌ سختی‌ بین‌ ‌خوارزمشاهیان و اتابکان‌ شد و آرامش‌ و امنیتی‌ که‌ بر شیراز حاکم‌ بود رخت‌ بربست‌. سعدی‌ که‌ در این‌ ایام‌ به‌ خوشه‌ چینی‌ از محضر دو تن‌ از بزرگترین‌ مشایخ‌ بزرگ‌ صوفیه‌ آن‌ روزگار ابوالفرج‌ بن‌ جوزی‌ و ‌شیخ‌ شهاب‌ الدین‌ سهروردی مشغول‌ بود همزمان‌ با این‌ اوضاع‌ و احوال‌ دل‌ از زادگاه‌ زیبای‌ خود برکشید و به‌ پیروی‌ از روح‌ بی‌آرام‌ و بیقرار خود به‌ شوق‌ جهانگردی‌ عازم‌ سفری‌ دور و دراز گشت‌ که‌ بین‌ سی‌ تا چهل‌ سال‌ به‌ طول‌ کشید. وی‌ در طول‌ این‌ سفرهای‌ طولانی‌ مناطقی چون‌ عراق‌، شام‌ و حجاز سفر کرد و تا شمال‌ آفریقا نیز پیش‌ رفت‌ و علاوه‌ بر مشاهده‌ شهرها و ملتهای‌ مخلتف‌، با مذاهب‌ و فرق‌ گوناگون‌ آشنایی‌ یافت‌ و با طبقات‌ مردم‌ همنشین گشت.

حکیم‌ پس‌ از این‌ مسافرت‌ طولانی‌ و در حالی‌ که‌ از جوانی‌ خام‌ و بی‌تجربه‌ به‌ پیری‌ دنیا دیده‌ و شیخی‌ اخلاق‌گرا با کوله‌باری‌ از تجارب‌ معنوی‌ و افکار ورزیده‌ بدل‌ گشته‌ بود به‌ شیراز بازگشت‌. این‌ زمان‌ که‌ حدود سال‌ ۶۵۵ هجری قمری‌ بوده‌ است‌. در حالی‌ که‌ در سراسر عالم‌ اسلامی‌ آن‌ روزگار شهره‌ عام‌ و خاص‌ گشته‌ بود به‌ سرایش‌ اشعار خویش‌ و خلق‌ شاهکارهایی‌ همچون‌ گلستان‌ و بوستان‌ پرداخت.


از سعدی، آثار بسیاری در نظم و نثر برجای مانده‌است:

بوستان: کتابی‌است منظوم در اخلاق. سعدی بوستان را در سال ۶۵۵ هجری قمری در ده باب به نظم درآورد. پندها و آرزوهای سعدی در بوستان بیش از دیگر آثار او جلوه‌گر است. به‌ عبارت دیگر سعدی مدینه فاضله‌ای را که به دنبال آن بود، در بوستان تصویر کرده است. در بوستان انصاف و حق‌پذیری فضیلتی است گران‌قدر و ستودنی. بوستان جهان حقیقت است. بنابراین در آنجا حق‌گویی و حق‌شنوی مقامی والا دارد. صدای بشردوستانه سعدی در آنجا به گوش می‌رسد. در جای‌جای این کتاب عواطف انسانی و همدلی و پیوستگی افراد بشر جلوه‌گر است.

گلستان: به نثر مسجع است. سعدی گلستان را نیز در سال ۶۵۶ هجری قمری در هشت باب تدوین کرد. وی در این اثر با انتخاب کلمات مناسب و گزینش‌های درست، خواننده را به وجد می‌آورد. واژه‌ها در گلستان از نوعی موسیقی جاندار و همچنین نوعی هم‌آوندی و هماهنگی برخوردارند. با توجه به حرکات ریتمیک واژه‌ها درمی‌یابیم که سعدی با هنرمندی و با دانش فراوان و آینده‌نگری واژه‌ها را برگزیده است.

دیوان اشعار: شامل غزلیات و قصاید و رباعیات و مثنویات و مفردات و ترجیع‌بند و غیره (به فارسی) و چندین قصیده و غزل عربی.

صاحبیه: مجموعه چند قطعه فارسی و عربی‌است که سعدی در ستایش شمس‌الدین صاحب دیوان جوینی، وزیر اتابکان سروده‌است.
قصاید سعدی: قصاید عربی سعدی حدود هفتصد بیت است که بیشتر محتوای آن غنا، مدح، اندرز و مرثیه‌است. قصاید فارسی در ستایش پروردگار و مدح و اندرز و نصیحت بزرگان و پادشاهان آمده‌است.
مراثی سعدی: قصاید بلند سعدی است که بیشتر آن در رثای آخرین خلیفه عباسی المستعصم بالله سروده شده‌است و در آن هلاکوخان مغول را به خاطر قتل خلیفه عباسی نکوهش کرده‌است.سعدی چند چکامه نیز در رثای برخی اتابکان فارس و وزرای ایشان سروده‌است.
مفردات سعدی: مفردات سعدی شامل مفردات و مفردات در رابطه با پند و اخلاق است.

رسائل نثر:

• کتاب نصیحة الملوک
• الجواب
• مجالس پنجگانه

هزلیات سعدی


شیخ اجل سعدی شیرازی در سال ۶۹۱ هجری قمری در زادگاه خویش شیراز درگذشت و درخانقاه خویش که با دست خود آبادان کرده بود به خاک سپرده شد.

آرامگاه سعدی در گوشة شمال شرقی جلگه شیراز در تنگه‌ای که به تنگ سعدی معروف است قرار دارد. آرامگاه سعدی در قرون گذشته چندین بار توسط بزرگان و امرا مرمت شده است اما مهمترین تعمیرات توسط کریم خان‌‌زند در سال ۱۱۸۷ هجری قمری انجام یافت. این بنا تا سال ۱۳۲۷ هجری شمسی پابرجا بود و شامل یک ساختمان ساده دو طبقه آجری با چند اتاق می‌شد‌‌. در طبقه زیرین در مکان فعلی مزار سعدی قرار داشت که در دور سنگ محفظه آهنی نصب شده بود. بنای فعلی آرامگاه سعدی نتیجه احیا و مرمت آن درسال ۱۳۲۷ تا ۱۳۳۱ هجری شمسی می‌باشد.

حکایتی از گلستان

بر بالین تربت یحیی پیغامبر(ع) معتکف بودم در جامع دمشق که یکی از ملوک عرب که به بی انصافی منسوب بود اتفاقا به زیارت آمد و نماز و دعا کرد و حاجت خواست
درویـــش و غـــنــی بـــنــده ایـــن خـــاک درنــد
و آنـــان کــــه غــنــی تــرنــد مــحــتــاج تــرنــد
آن گه مرا گفت از آن جا که همت درویشانست و صدق معاملت ایشان خاطری همراه من کنند که از دشمنی صعب اندیشناکم گفتمش بر رعیت ضعیف رحمت کن تا از دشمن قوی زحمت نبینی.
بـــه بــــازوان تــــوانــــا و قــــوت ســـر دســـت
خـطـاسـت پـنـجـه مـسـکین ناتـوان بـشـکـست
نـتـرســد آن کــه بــر افـتــادگــان نـبــخـشــایــد
کــه گــر ز پـای در آیـد کـسـش نــگـیـرد دســت
هر آن که تخم بدی کشت و چشم نیکی داشت
دمــاغ بــیــهـده پــخـت و خـیـال بـاطــل بـســت
ز گــــوش پــنــبــه بــرون آر و داد خــلــق بــــده
وگــر تــو مـــی‌نــدهـــی داد روز دادی هـســت
بــنـــی آدم اعـــــضـــــای یــــکـــدیــگـــرنـــــد
کـــــه در آفـــریــــنــــش ز یـــک گـــوهـــرنـــــد
چــــــو عــــضـــــوی بــــــه درد آورد روزگــــــــار
دگــــــر عــــضـــوهـــا را نــــمـــــانــــد قــــــرار
تـــو کــز مـــحـــنــت دیـــگـــران بــــی غــمــی
نـــشـــایــد کـــه نــــامـــت نــهــــنـــد آدمــــی
******************
شعری از بوستان
بــزاریـد وقـتـی زنــی پـیـش شــوی
کـه دیـگــر مـخـر نــان ز بـقـال کــوی
بــه بــازار گــنــدم فـروشــان گــرای
که این جو فروش است گـندم نـمای
نـه از مـشــتـری کـز ز حـام مــگـس
بـه یک هفتـه رویش ندیده‌ست کـس
بــه دلــداری آن مــرد صـاحــب نـیــاز
به زن گـفـت کـای روشنـایـی، بسـاز
بـه امــیـد مـا کـلـبـه ایـن جـا گـرفـت
نـه مــردی بـود نـفــع از او وا گـرفـت
ره نــــیـــکـــمــــردان آزاده گــــیــــر
چــو اســتـاده‌ای دسـت افـتـاده‌گـیـر
بـبـخــشـای کانـان کــه مـرد حـقـنـد
خـــریـــدار دکـــان بـــی رونـــقـــنــد
جوانمرد اگر راست خواهی، ولیست
کــرم پـیـشـهٔ شـاه مـردان عـلیست
منبع: booki.ir
بيشتر
 
تعداد بازديد اين صفحه: 1582
تمامی حقوق این پورتال متعلق به نهاد کتابخانه های عمومی کشور می باشد

اجرا با : پورتال سازمانی سیگما